پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۵

لاله داغم ز گلزار جگر جوشیده‌ام

آتشین موجم ز بحر چشم تر جوشیده‌ام

قطره باران نیسانم که در دریای عشق

گاه با طوفان و گاهی با خطر جوشیده‌ام

بر رگ جان خورده‌ام زین کینه‌جویان نیشتر

همچو خون خود به هرکس بیشتر جوشیده‌ام

نخل امیدم ندارد حاصلی جز سوختن

از نهال شعله مانند شرر جوشیده‌ام

کی شناسد این خزف بی‌مایگان قدر اسیر

گوهرم در سینه بحر هنر جوشیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۷لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
  2. شمارهٔ ۷۲۸بس که خود را بسته دام بلا می‌خواستم
  3. شمارهٔ ۷۲۹ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
  4. شمارهٔ ۷۳۰اگر عاقل اگر دیوانه مستم
  5. شمارهٔ ۷۳۱ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
  6. شمارهٔ ۷۳۲گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
  7. شمارهٔ ۷۳۳آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
  8. شمارهٔ ۷۳۴خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.