پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴

در دل از مستی فغان گم کرده ام

بلبلی در آشیان گم کرده ام

در سرکویش دل سرگشته را

از برای امتحان گم کرده ام

گلستان را هم نمی دانم کجاست

من نه تنها آشیان گم کرده ام

پایمال جلوه ای گردیده ام

دست و دل را در میان گم کرده ام

بهر پاس راز پنهانی اسیر

رفته ام نام و نشان گم کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۶مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام
  2. شمارهٔ ۷۲۷لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
  3. شمارهٔ ۷۲۸بس که خود را بسته دام بلا می‌خواستم
  4. شمارهٔ ۷۲۹ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
  5. شمارهٔ ۷۳۰اگر عاقل اگر دیوانه مستم
  6. شمارهٔ ۷۳۱ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
  7. شمارهٔ ۷۳۲گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
  8. شمارهٔ ۷۳۳آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.