پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۷

لب تر نکرده از می هستی پیاله ام

داغ تو کرده گل به گریبان چو لاله ام

تا چون جرس زبان فغانم گشوده اند

دل گشته است یک گره از تار ناله ام

ساقی زیک پیاله خرابم بهار کو

عمر دوباره داد شراب دو ساله ام

شرمنده غنچه ام ز نسیمی نبوده است

هرگز گره ز دل نگشوده است لاله ام

از بس ز بیم خوی تو دزدیده ام نفس

یک پرده پست تر ز خموشی است ناله ام

درگلستان ز باده خون جگر اسیر

مانند لاله داغ بود هم پیاله ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۹ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
  2. شمارهٔ ۷۳۰اگر عاقل اگر دیوانه مستم
  3. شمارهٔ ۷۳۱ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
  4. شمارهٔ ۷۳۲گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
  5. شمارهٔ ۷۳۳آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
  6. شمارهٔ ۷۳۴خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
  7. شمارهٔ ۷۳۵با لبش همزبانیی کردم
  8. شمارهٔ ۷۳۶دلی به خاک ره انتظار می بندم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.