پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۴

دلم گداخت سر ساغر گران دارم

چراغ میکده‌ای نذر میکشان دارم

شراب کهنه که خورشید را به رقص آرد

چو ماه یک شبه ته شیشه‌ای گمان دارم

چرا شکنجه منت کنم عزیزان را

دعای بی اثری نذر دوستان دارم

حجاب مانع ناز و تو پر نیاز طلب

ز بیزبانی خود سودها زیان دارم

ز بیزبانی من عالمی خطر دارد

هزار تیر جگر دوز درکمان دارم

دو خانه‌وار ز خورشید و ماه بالاتر

ز کوی باده فروش اینقدر نشان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۶دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
  2. شمارهٔ ۷۴۷نمی گنجد به محشر فوج عصیانی که من دارم
  3. شمارهٔ ۷۴۸اگر شادم از غم رهایی ندارم
  4. شمارهٔ ۷۴۹ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم
  5. شمارهٔ ۷۵۰دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
  6. شمارهٔ ۷۵۱نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
  7. شمارهٔ ۷۵۲سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
  8. شمارهٔ ۷۵۳ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.