پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۹

ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم

نمی دانم چه می خواهم عجایب مطلبی دارم

در ایام جوانی می کنم طی راه پیری را

ندارم قوت رفتار و سرکش مرکبی دارم

ز پا افتاده ام دستی به جایی می توانم زد

اثرها هر قدم وقف سجود یا ربی دارم

اثر محو دعای من تمنا مدعای من

به خون غلتیده راه خجالت یا ربی دارم

بساطی چیده اند از کفر و ایمان درد و داغ من

که پندارند ذوق ملتی و مذهبی دارم

اسیرم، بیدلم، خوی نزاکت بر نمی تابم

شکست توبه جامم گشته مجنون مشربی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۱نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
  2. شمارهٔ ۷۵۲سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
  3. شمارهٔ ۷۵۳ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
  4. شمارهٔ ۷۵۴درد و داغ نهانیی دارم
  5. شمارهٔ ۷۵۵بود روزی که پا ز این گل برآرم
  6. شمارهٔ ۷۵۶حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
  7. شمارهٔ ۷۵۷گل داغم از رنگ و بو می گریزم
  8. شمارهٔ ۷۵۸منم که نشئه می از خمار نشناسم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.