پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۸

اگر شادم از غم رهایی ندارم

سر و برگ آشفته رایی ندارم

دل آیینه خو بود دورش فکندم

ندارم سر خودنمایی ندارم

شکستی نمودم درست از شکستی

تمنایی از مومیایی ندارم

جنون گر نیم چون فلاطون نگشتم

خردگر نیم چون رسایی ندارم

همه دعوی دانش از سر فکندم

ترازوی جهل آزمایی ندارم

به نام آشنایند بیگانه ای چند

بگویم به کس آشنایی ندارم

اسیر از دلش مهربانی ندیدم

به این جذبه آهن ربایی ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۰دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
  2. شمارهٔ ۷۵۱نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
  3. شمارهٔ ۷۵۲سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
  4. شمارهٔ ۷۵۳ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
  5. شمارهٔ ۷۵۴درد و داغ نهانیی دارم
  6. شمارهٔ ۷۵۵بود روزی که پا ز این گل برآرم
  7. شمارهٔ ۷۵۶حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
  8. شمارهٔ ۷۵۷گل داغم از رنگ و بو می گریزم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.