پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۱

نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم

سخن با خویش می گویم دلی با دیگری دارم

برای امتحانم رخصت پرواز می بخشد

مگر صیاد پندارد که من بال و پری دارم

به نقش پا رسانم نسبتی در خاکساری‌ها

که لبریز شکست خویش بر کف ساغری دارم

تنک سرمایه ام از اشک و شوق گریه ای در دل

نه چون مینا دماغ خشکی و چشم تری دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۳ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
  2. شمارهٔ ۷۵۴درد و داغ نهانیی دارم
  3. شمارهٔ ۷۵۵بود روزی که پا ز این گل برآرم
  4. شمارهٔ ۷۵۶حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
  5. شمارهٔ ۷۵۷گل داغم از رنگ و بو می گریزم
  6. شمارهٔ ۷۵۸منم که نشئه می از خمار نشناسم
  7. شمارهٔ ۷۵۹کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
  8. شمارهٔ ۷۶۰خوار عشقم به اعتبار قسم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.