پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۶

دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم

پریشانی ندارد خاطر جمعی که من دارم

عدم را خنده می‌آید به شوخی‌های تدبیرم

ز هر تحریک مژگان تو چاکی در کفن دارم

لبم با ناله می جوشد دلم با شعله می رقصد

نمی دانم چه می گویم چه حال است اینکه من دارم

به برگ گل نویسم بعد از این مکتوب خاموشی

دلم بر باد حیرت رفته با او یک سخن دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۸اگر شادم از غم رهایی ندارم
  2. شمارهٔ ۷۴۹ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم
  3. شمارهٔ ۷۵۰دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
  4. شمارهٔ ۷۵۱نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
  5. شمارهٔ ۷۵۲سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
  6. شمارهٔ ۷۵۳ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
  7. شمارهٔ ۷۵۴درد و داغ نهانیی دارم
  8. شمارهٔ ۷۵۵بود روزی که پا ز این گل برآرم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.