پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ سر عشق از خرد برون باشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ بیدلان را چاره از روی دلارامی نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ هر نقش که پیش آید گویم: مگر او باشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ دوشت به خواب دیدم، تعبیر این چه باشد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ آن کس که دلیش بوده باشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ بی‌روی تو جان در تن بیمار همی باشد
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ حسن بدکان نشست، عشق پدیدار شد
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ گل ز روی او شرمسار شد
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ یار ز پیمان ما گر چه سری می‌کشد
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ دی رفتم اندر کوی او سرمست، ناگه جنگ شد
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ چه عشقست این که در دل شد؟
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ جهان از باد نوروزی جوان شد
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ عشق را پا و سر پدید نشد
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ هرگز از عشقی مرا پایی چنین در گل نشد
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ هیچ روز آن رخ به فرمانم نشد
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ کسی که چشمهٔ چشمش چنین ز گریه بجوشد
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ تا دل مجروح من عاشق زار تو شد
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ نه آخر دل من خراب از تو شد؟
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ به من از دولت وصل تو مقرر می‌شد
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکد
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ عرق چو از رخت، ای سرو دلستان، بچکد
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ زین بیش نباید خفت، ای یار که دزد آمد
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ بید بشکفت و گل به بار آمد
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ سرم در عهد ترسایی شبی مهمان عشق آمد
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ عمری که نه با تست کسش عمر نخواند
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ رخ تو به جز جور و خواری نداند
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ هر که در حلقهٔ زلف تو گرفتار بماند
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ از در ما چو در آمد، اثر ما بنماند
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ چون عشق در آید، قدم سر بنماند
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ نقش لب تو از شکر و پسته بسته‌اند
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ اول فطرت که نقش صورت چین بسته‌اند
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ فرش زمردین به زمین در کشیده‌اند
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ دشمنان گویی دگر در کار ما کوشیده‌اند
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ باز شادروان گل بر روی خار انداختند
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ یوسف ما را به چاه انداختند
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ دوشم از کوی مغان دست به دست آوردند
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ چون ز بغداد و لب دجله دلم یاد کند
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ کرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ هر زمان آشفته‌دل نامم کند
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ هر نفسی عشق او بی‌دل و دینم کند

متن اشعار به نقل از گنجور.