پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰

ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد

که صحرا سبز و گلها سرخ و دلها شاد خواهد شد

عروس گل ز اطراف چمن در جلوه می‌آید

بیا، گو: بلبل مشتاق اگر داماد خواهد شد

ز بس کالحان داودی ز مرغان عزیمت خوان

به گوش من رسید، امشب زبورم یاد خواهد شد

چنان می‌نالم از سودای آن گل‌چهره هر صبحی

که از نالیدن من عندلیب استاد خواهد شد

ز عشق روی آن لیلی من ار مجنون شوم شاید

که گر شیرین ببیند روی او فرهاد خواهد شد

نه تنها آبرویم برد و در جانم فگند آتش

که خاکم کرد و خاکم نیز هم بر باد خواهد شد

گرفتم کاوحدی آزاد گشت از هر که در عالم

ز بند او نمی‌دانم که چون آزاد خواهد شد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲حسن بدکان نشست، عشق پدیدار شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳گل ز روی او شرمسار شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۷یار ز پیمان ما گر چه سری می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸دی رفتم اندر کوی او سرمست، ناگه جنگ شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹چه عشقست این که در دل شد؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.