پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱

موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد

می درآید، که گل زرد به در خواهد شد

چون فلک روی زمین از سمن و سوسن و گل

همه پر زهره و برجیس و قمر خواهد شد

غنچه چون با لب خشک آمده بود از اول

غالب آنست که با دیدهٔ‌تر خواهد شد

غصه چون دست برآرد تو به می دست گرای

که چو سرمست شوی غصه به سر خواهد شد

دیگر از بهر جهان حال دگر گونه مکن

که جهان دیگر و این حال دگر خواهد شد

مدعی، تا دل ما عشق نورزد پس ازین

گو: مده پند که این رنج بتر خواهد شد

تیر عشق از چپ و از راست روانست هنوز

گو: بنه تن به هلاک، آنکه سپر خواهد شد

اوحدی، نام طلب کن تو، که این قالب و قلب

وقت آنست که بی‌عین و اثر خواهد شد

رندی و عاشقی، از خلق چه پوشانی حال؟

که جهان را هم ازین حال خبر خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳گل ز روی او شرمسار شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷یار ز پیمان ما گر چه سری می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸دی رفتم اندر کوی او سرمست، ناگه جنگ شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹چه عشقست این که در دل شد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰جهان از باد نوروزی جوان شد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.