پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷

گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟

ور به وصلش شادمان گردید غم‌خواری چه شد؟

عاشقی گر کامیاب آمد ز معشوقی چه گشت؟

بیدلی گر بوسه‌ای بستد ز دلداری چه شد؟

خار غم چون در دل من می‌خلید از دیر باز

این زمانم گر برون آمد گل از خاری چه شد؟

عمر خود در کار او کردم به امید دمی

گر پس از عمری میسر شد مرا کاری چه شد؟

ای رقیب، از عشق او تا کی شوی مانع مرا؟

بار او من می‌برم بر دل، ترا باری چه شد؟

تشنه‌ام، گر خوردم اندر منزلی آبی چه بود؟

کافرم، گر بستم اندر عشق زناری چه شد؟

اوحدی گر ماجرای عشق گوید عیب نیست

بلبلی گر ناله کرد از طرف گلزاری چه شد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰عرق چو از رخت، ای سرو دلستان، بچکد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱زین بیش نباید خفت، ای یار که دزد آمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲بید بشکفت و گل به بار آمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳سرم در عهد ترسایی شبی مهمان عشق آمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵عمری که نه با تست کسش عمر نخواند
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.