پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹

هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکد

ز شرم چون عرق از روی آن پسر بچکد

سرشک چیست؟ که در پای او شدن حیفست

سواد مردمک دیده کز بصر بچکد

خیال اوست درین آب چشم و می‌ترسم

که وقت گریه مبادا به یک دگر بچکد!

مرا که سینه کبابست و دل بر آتش او

عجب نباشد اگر خونم از جگر بچکد

یقین که خانهٔ چشمم شود خراب شبی

اگر بدین صفت از شام تا سحر بچکد

حلال می‌کنم، ار خون می بریزد خصم

به شرط آنکه بر آن آستان و در بچکد

به صورت آب حیاتی، که مرده زنده کند

ز گوشهٔ لب شیرین او مگر بچکد

گر از لبش بچشی شربتی، نگه نکنی

به شربت عرق بید کز شکر بچکد

به بوی آنکه گلی چون رخش به دست آرد

چه خون که از دل گرم گلاب گر بچکد؟

برابر رخش ار شمع را برافروزد

ز شرم عارضش از پای تا به سر بچکد

قباش بر تن نازک چو بید می‌لرزد

ز بیم لعل لب آن پری گهر بچکد

حدیث خوبی این دلبران آتش‌روی

مرا رواست، که آتش ز شعر تر بچکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱زین بیش نباید خفت، ای یار که دزد آمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲بید بشکفت و گل به بار آمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳سرم در عهد ترسایی شبی مهمان عشق آمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵عمری که نه با تست کسش عمر نخواند
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.