پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴

هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد

به سوی ما خبر او به هیچ باب نیامد

دلم کباب شد از هجر آن دهان چو شکر

ز شکرش چه نمکها که بر کباب نیامد؟

بیار من که رساند؟ که: بی‌جمال تو، یارا

نظر به زهره و رغبت به آفتاب نیامد

شبی چو باد به ما بر گذار کردی و زان شب

دو ماه رفت که در چشم ما جز آب نیامد

محبت تو، نگارا، چه گنج بود؟ ندانم

که جای او بجزین سینهٔ خراب نیامد

خیال روی تو گفتم: شبی به خواب ببینم

گذشت صد شب و در دیده هیچ خواب نیامد

هزار فکر بکرد اوحدی شکار لبت را

ولی چه سود؟ که آن فکرها صواب نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹رخ تو به جز جور و خواری نداند
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱هر که در حلقهٔ زلف تو گرفتار بماند
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲از در ما چو در آمد، اثر ما بنماند
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳چون عشق در آید، قدم سر بنماند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.