پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

بید بشکفت و گل به بار آمد

لاله بر طرف جویبار آمد

گربهٔ بید بر دریچهٔ شاخ

پنجه بگشود و در شکار آمد

علم خسرو چمن بزدند

یزک لشکر بهار آمد

زان طرف لالهای سرخ برست

زین طرف نالهای زار آمد

سرو آزاد بر یمین افتاد

نرگس مست بر یسار آمد

رفت قمری چو بلبل آمد و گل

که یکی گر بشد هزار آمد

از چمن نکهت صبا بدمید

ز صبا بوی زلف یار آمد

بید بنشست و جام باده نهاد

باد برجست و در نثار آمد

گل رعنا به خانه باز رسید

بلبل مست با قرار آمد

ز سخن ها که هر کسی گفتند

غزل اوحدی بکار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵عمری که نه با تست کسش عمر نخواند
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹رخ تو به جز جور و خواری نداند
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱هر که در حلقهٔ زلف تو گرفتار بماند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.