پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷

او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد

ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد

نی، چه باک از نالهٔ من لاله‌رویی را؟ که صد پی

همچو گل برگریهٔ شبگیر من خندیده باشد

ماه گردون از برای گرد خاک آستانش

ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد

گفتمش: بر روی خاک‌آلود من نه پای، گفتا:

چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟

بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته

پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد

او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم

همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد

اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت

کرده باشد گوش، می‌دانم که نپسندیده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹بی‌روی تو جان در تن بیمار همی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲حسن بدکان نشست، عشق پدیدار شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳گل ز روی او شرمسار شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.