پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵

آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند

یا به دوش و سر خراب و مست و مبهوتم برند

مثل زر خالص برون آیم ز آتش، گردرو

از برای آزمایش همچو یاقوتم برند

مشتری قوسی نهادست از برای بزم من

تا بسان آفتاب از دلو در حوتم برند

از جوان بختی که هستم وقت پیوستن به حق

ننگ دارم گر ز راه چرخ فرتوتم برند

بر فلک بینی صعود روح پاکم، زهره وار

فی‌المثل صد نوبت ار در چاه هاروتم برند

چون اله خویش را تقدیس کردم سال‌ها

پس مرا می‌زیبد ار بر قدس لاهوتم برند

نیستم ز آنها در آن گیتی که بر کاخ بهشت

چون طفیلی از برای خرقه و قوتم برند

هر کجا من خوان معنی گسترم، کروبیان

طرفه نبود گر به میکائیل سرغوتم برند

ایهاالناس، اوحدی وار الوداعی می‌زنم

زانکه وقت آمد کزین زندان ناسوتم برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۷جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۸کرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۹هر زمان آشفته‌دل نامم کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۰هر نفسی عشق او بی‌دل و دینم کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱دل به کسی سپرده‌ام کو همه قصد جان کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.