پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳

دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند

که جفای تو مرا دیده چو دریا نکند

این چنین بیدل و بیچاره که ماییم امروز

کس ندانم که جفا داند و بر ما نکند

بوسه‌ای گر بربودم ز لبت طیره مشو

چون کسی تنگ شکر یابد و یغما نکند؟

نیست تشویشم از آن کس که کند خو و اتو

همه تشویشم از آنست که خووا نکند

در غمت زانکه شکایت کند اندیشه مدار

زان بیندیش که غم بیند و پیدا نکند

چشم ترک تو همان روز که من دیدم عقل

گفت بگریز، که مستست و محابا نکند

دوش گفتم که: بیوشم غم عشقت، دل گفت:

اوحدی،گریه نگه‌دار، که رسوا نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۵یار آن کسی بود که به کارت نگه کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۶نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۷عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۸ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۹صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۰دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۱نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.