پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲

مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند

راهی سبک بیار، که رطلم گران کند

گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم

بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند

گر مهر و ماه را به در او برم شفیع

بر من به جهد اگر دل او مهربان کند

جز دیده و دلم نپسندد نشانه‌ای

تیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند

دیدیم سروها که نشانند در چمن

لیکن کسی ندید که سروی روان کند

صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنین

کش نوش در لب و گهر اندر دهان کند

شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویش

با دوستان حکایت ازین داستان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۵یار آن کسی بود که به کارت نگه کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۶نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۸ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۹صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۰دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.