پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷

عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند

اول قدم ز روی وفا جان فدی کند

دلبر، که دستگیری عاشق کند ز لطف

گر جان کنند در سر کارش کری کند

زهری که دشمنی دهد از بهر رنج، تو

بستان به یاد دوست بخور، تا شفی کند

بستم دکان مشغله را در به روی خلق

تا عشق او در آید و بیع و شری کند

از آستان نمی‌گذرم تا جفای او

خاکم وظیفه سازد و خونم جری کند

بر کشتگان تیغ غم او کفن مپوش

کان به شهید عشق که از خون ردی کند

مجنون که شب رود بر لیلی، شگفت نیست

روز از تحملی ز سگان حمی کند

باد هواست، چار حد آن خراب کن

هر خانه را که جز هوس او بنی کند

ای اوحدی، ز هر چه کنی کار عشق به

آیا کسی که عشق ندارد چه می‌کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۹صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴قلندران تهی سر کلاه دارانند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.