پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

گر کسی در عشق آهی می‌کند

تا نپنداری گناهی می‌کند

بیدلی گر می‌کند جایی نظر

صنع یزدان را نگاهی می‌کند

با دم صاحبدلان خواری مکن

کان نفس کار سپاهی می‌کند

آنکه سنگی می‌نهد در راه ما

از برای خویش چاهی می‌کند

گر بنالد خسته‌ای معذور دار

زحمتی دارد، که آهی می‌کند

عشق را آن کو سپه سازد به عقل

دفع کوهی را به کاهی می‌کند

گر کند رندی نظر بازی، رواست

محتسب هم گاه‌گاهی می‌کند

یک دم از خاطر فراموشم نشد

آنکه یادم هر به ماهی می‌کند

چند نالیدم و آن بت خود نگفت:

کین تضرع دادخواهی می‌کند

اوحدی را گر چه از غم بیمهاست

هم به امیدش پناهی می‌کند

اشتر حاجی نمی‌داند که چیست؟

بار بر پشتست و راهی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴قلندران تهی سر کلاه دارانند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهند
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱ز دور ار ترا ناتوانی ببیند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.