پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹

آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند

می‌دان که: در حریم حرم جاش می‌دهند

صوفی، مباش منکر مردان که سرعشق

روز ازل به مردم قلاش می‌دهند

از لذت حیات ندارد تمتعی

امروز، هر که وعدهٔ فرداش می‌دهند

ساقی، بیار بادهٔ گل‌‎رنگِ مُشک‌‎بوی

کاربابِ عقل زحمت اوباش می‌دهند

خوش باش، اوحدی، که حریفان دردنوش

جام طرب به عاشق خوش باش می‌دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱ز دور ار ترا ناتوانی ببیند
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳دل از فراق شما دردمند خواهد بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴همیشه تا تن من برقرار خواهد بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵تا کی از هجر تو بی‌خواب و خورم باید بود؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۶دوشم از وصل کار چون زر بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷نازنینا، حسن و خوبی با وفا بهتر بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.