پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳

دل از فراق شما دردمند خواهد بود

زمان هجر ندانم که چند خواهد بود؟

دریغم آید از آن، گوهر پسندیده

که در تصرف هر ناپسند خواهد بود

بیار بندی از آن زلف عنبرین، کامروز

دوای این دل دیوانه بند خواهد بود

دلم چو ناله کند رستخیز خواهد کرد

لبم چو خنده کند زهر خند خواهد بود

به جستن تو سر اندر جهان نهم روزی

و گر سرم به مثل در کمند خواهد بود

چو از مقام تو چشمم به راه باید داشت

گمان مبر تو که گوشم به پند خواهد بود

به اوحدی سخنی چند نقد تلخ بگوی

که به ز شربت شیرین قند خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۵تا کی از هجر تو بی‌خواب و خورم باید بود؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۶دوشم از وصل کار چون زر بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۷نازنینا، حسن و خوبی با وفا بهتر بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹دیگی که پار پختم چون ناتمام بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰تو را که گفت که من بی‌تو می‌توانم بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱میان ما و تو دوری به اختیار نبود
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲سر دردم بر طبیب آسان نبود
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.