پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲

سر دردم بر طبیب آسان نبود

گفت: تب داری، غلط کرد، آن نبود

نوش دارو داد و آن سودی نداشت

گل شکر فرمود و آن درمان نبود

بر طبیبم سوز دل پوشیده ماند

ورنه اشک دیده‌ام پنهان نبود

من بکوشیدم که: گویم حال خویش

دل به دست و نطق در فرمان نبود

عشق را هم عاشقی داند که: چیست؟

عشق دانستن چنین آسان نبود

از دلیل این درد را نتوان شناخت

در کتاب این نکته را برهان نبود

گر چه آهم برده بود از چهره رنگ

اشک چشمم کمتر از باران نبود

جان به یاد دوست می‌رفت از تنم

این چنین جان دادنی ارزان نبود

از فراق اندیشه‌ای می‌کرد دل

ورنه، بالله، کم سخن در جان نبود

ای که گفتی: چاره می‌دانم ترا

اوحدی نیز این چنین نادان نبود

چارهٔ من وصل بود، اما چه سود؟

کان ستمگر بر سر پیمان نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۴روز هجران آن نگار این بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵دوش بی‌روی تو باغ عیش را آبی نبود
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶من از آنِ که شَوَم کو نه ازان تو بُوَد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷دل به خیالی دگر خانه جدا کرده بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۸هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹به سر زلف سیه دوش گره برزده بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰خسروم با لب شیرین به شکار آمده بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱روز وداع گریه نه در حد دیده بود
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.