پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸

هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود

گر دمی با تو برآرد نه نکو کرده بود

گر به مشک ختنی میل کند عین خطاست

هر که او چین سر زلف تو بو کرده بود

پیش چو گان سر زلف تو آن یارد گشت

که بر زخم جفا صبر چو گو کرده بود

بارها زلف تو، دانم، که بر روی تو خود

شرح سودای مرا موی به مو کرده بود

کاسهٔ سر ز تمنای تو خالی نکنم

و گرم کوزه‌گر از خاک سبو کرده بود

هر دلی کان نشود نرم بسوز غم تو

نه دلست آن، مگر از آهن و رو کرده بود

اوحدی گر ز فراق تو ننالد چه کند؟

در همه عمر چو با وصل تو خو کرده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰خسروم با لب شیرین به شکار آمده بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱روز وداع گریه نه در حد دیده بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲عشق همان به که به زاری بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۳غیر ازو هر چه هست بازی بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۴روزی کنی به سنگ فراقم جدا ز خود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵ای کون و مکان از تو، اندر چه مکانی خود؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶در هر ولایتی ز شرف نام ما رود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷آن فروغ دیده و آن راحت دل می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.