پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱

نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟

هر دم ز عشق ناله بسانی همی کند

او را همی زنند به صد دست در جهان

وز زیر لب دعای جهانی همی کند

سر بسته سر سینهٔ عشق بی‌نوا

از نی شنو، که راست بیانی همی کند

بادیش در سرست و هوایی همی پزد

دستیش بر دلست و فغانی همی کند

راهی همی زند دل عشاق را وزان

بر چهره‌شان ز اشک نشانی همی کند

گاه از گرفت و گیر بلایی همی کشد

گه با گشاد و بست قرانی همی کند

هر ساعتیش راه روان می‌دهند و او

دم در کشیده جذب روانی همی کند

آن بی‌زبان پردهن ساده بین که چون

هر دم حکایتی به زبانی همی کند؟

دف هر زمان چو نی سرانگشت می‌گزد

زان فتنها که نی به زمانی همی کند

در جان نشست هر چه ز دل گفت دم بدم

صید دلی و غارت جانی همی کند

چون اوحدی ز زخم پراگنده پیر شد

و آن پیر بین که کار جوانی همی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴قلندران تهی سر کلاه دارانند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.