پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند

ما را ز هجر خویشتن آزرده می‌کند

دل برد و جان اگر ببرد نیز ظلم نیست

شاهست و حکم بر خدم و برده می‌کند

ما را ز هجر خویش بده گونه مرده کرد

اکنون عتاب و عربده ده مرده می‌کند

یکتایی دلم ز جفا هر دمی دو تا

آن طرهٔ دراز دو تا کرده می‌کند

طفلان دیدگان مرا دایهٔ غمش

از خون دل برای چه پرورده می‌کند؟

چشمش ز پیش زلف سیه دل نمی‌رود

وین نازنیست خود که پس پرده می‌کند

گلگون اشک دیده ز درد فراق او

بر روی اوحدی گذر آزرده می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴قلندران تهی سر کلاه دارانند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.