پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴

قلندران تهی سر کلاه دارانند

به ترک یار بگفتند و بردبارانند

نظر به صورت ایشان ز روی معنی کن

که پشت لشکر معنی چنین سوارانند

تو در پلاس سیه‌شان نظر مکن به خطا

که در میان سیاهی سپید کارانند

چو برق همتشان شعله بر تو اندازد

به پیششان چو زمین خاک شو، که بارانند

درین دیار اگر از شهرشان کنند برون

به هر دیار که رفتند شهریارانند

مرو به جانب اغیار، اگر مدد خواهی

بیا و یاری ازیشان طلب، که یارانند

چنان لگام ریاضت کنند بر سر نفس

که سرکشی نتواند به هر کجا رانند

ز فقر شبلی معروف چند لاف زنی؟

درین جوال که بینی از آن هزارانند

چو اوحدی ز خلایق بریده‌اند امید

ولی به رحمت خالق امیدوارانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۷گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۰چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهند
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱ز دور ار ترا ناتوانی ببیند
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۳دل از فراق شما دردمند خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.