پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷

گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند

او را چو قبله کعبهٔ هر کشوری کنند

از حیرت جمال تو در چشم عاشقان

چندان نظر نماند، که بر دیگری کنند

بی‌زیوری چو فتنهٔ شهرست روی تو

خود رستخیز باشد ارش زیوری کنند

برگشتن از حضور تو ممکن نمی‌شود

بگذار تا بکشتن من محضری کنند

من دور ازین طرف نتوانم شدن به قصد

بر قصد من به هر طرف ار لشگری کنند

گر نقش چینیان بدو پیکر رسد ز چین

مشکل گمان برم که چنین پیکری کنند

خاک در تو بر سر من کن، که عار نیست

هم خاک کوی دوست اگر بر سری کنند

این جورها، اگر تو مسلمانی، ای پسر

هرگز روا مدار که: بر کافری کنند

از من مپیچ روی، که عیبی نداشتند

شاهان، گر التفات سوی چاکری کنند

ای اوحدی، گرت هوس دلبران کند

دل برجفا بنه، که وفا کمتری کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهند
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱ز دور ار ترا ناتوانی ببیند
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳دل از فراق شما دردمند خواهد بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴همیشه تا تن من برقرار خواهد بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵تا کی از هجر تو بی‌خواب و خورم باید بود؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۶دوشم از وصل کار چون زر بود
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.