پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۹

صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟

با این دل شکسته غم او چه می‌کند؟

هر کس علاج درد دلی می‌کنند و ما

دم در کشیده تا الم او چه می‌کند؟

در دست ما چو نیست عنان ارادتی

بگذاشتیم تا کرم او چه می‌کند؟

ای بخت من، به دست من انداز دامنش

وین سر ببین که: در قدم او چه می‌کند؟

عیسی دمست یار، مرا پیش او بکش

وآنگه نگاه کن که: دم او چه می‌کند؟

یک ره به پیش دیدهٔ من نام او ببر

وز گریه بین که اشک و نم او چه میکند

در حیرتم ز مدعی نادرست مهر

تا مهر عشق بر درم او چه می‌کند؟

خورشید را چو نیست در آن آستانه بار

گویی نسیم در حرم او چه می‌کند؟

این دوستان نگر که: نگفتند:اوحدی

با هجر بیش و وصل کم او چه می‌کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۳جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۴قلندران تهی سر کلاه دارانند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۷گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۸مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.