پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۸

ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند

عهد به سر نمی‌برد، وعده وفا نمی‌کند

هندوی ترک آن صنم کرد بسی خطا ولیک

ناوک چشم مست او هیچ خطا نمی‌کند

گر به وصال او رسم، هم بربایم از لبش

یک دو سه بوسه ناگهان، گر چه رها نمیکند

بوس به جان بها کنیم، ار بفروخت خود نکو

ور نفروخت میبریم آنچه بها نمی‌کند

چارهٔ من خدا کند در غم روی او مگر

خود نکند به جای کس هر چه خدا نمیکند

در غم او بسوختند اهل جهان،حسود من

خام نشسته پیش او شکر چرا نمیکند؟

دست بدار، اوحدی، یار دگر به دست کن

کو غم ما نمی‌خورد، چارهٔ ما نمی‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴قلندران تهی سر کلاه دارانند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.