پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴

در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند

هزار نامه به نقش هوس سیاه کند

ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب او

نه طرفه گر دل من رغبت گناه کند

به هجراو دل من غیر ازین نمی‌داند

که روز و شب بنشیند، فغان و آه کند

برفت و در پی او آن چنان گریسته‌ام

کز آب دیدهٔ من کاروان شناه کند

دلم کجا طمع وصل او کند؟ هیهات!

مگر ز دور به خاک درش نگاه کند

اگر ز طلعت او مشتری خبر یابد

کجا ملازمت آفتاب و ماه کند؟

ز فخر سر به فلک برکشد ستاره صفت

چو اوحدی ز سر زلف او پناه کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۶نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۸ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۹صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۰دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.