پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۸

کرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟

به نام من ز لبت بوسه‌ای سؤال کند؟

دلم قرین غم و درد و رنج و غصه شود

چو یاد آن لب و رخسار و زلف و خال کند

نه محرمی که لبم نامهٔ بلا خواند

نه همدمی که دلم قصهٔ وصال کند

نیامدست مرا در خیال جز رخ تو

اگر چه نرگس مستت جزین خیال کند

مرا دلیست سراسیمه در ارادت تو

که از سماع حدیث تو وجد و حال کند

به گرد روی چو ماهت ز زلف می‌بینم

شبی دراز، که روز مرا چو سال کند

اگر چه بار غم خود تو سهل پنداری

نه هم‌دلیش بباید که احتمال کند؟

ز سیم اشک مرا دامنیست مالامال

ولی رخ تو کجا التفات مال کند؟

به دیدنی ز تو راضی شدیم و غمزهٔ تو

امید نیست که آن نیز را حلال کند

ز بار هجر تو گشت اوحدی شکسته، مگر

دوای خویش به دیدار آن جمال کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۰هر نفسی عشق او بی‌دل و دینم کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱دل به کسی سپرده‌ام کو همه قصد جان کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۴در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵یار آن کسی بود که به کارت نگه کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۶نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.