پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ دل به کسی سپرده‌ام کو همه قصد جان کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳ دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴ در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵ یار آن کسی بود که به کارت نگه کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶ نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷ عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸ ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند
  9. غزل شمارهٔ ۳۰۹ صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
  10. غزل شمارهٔ ۳۱۰ دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
  11. غزل شمارهٔ ۳۱۱ نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
  12. غزل شمارهٔ ۳۱۲ گر کسی در عشق آهی می‌کند
  13. غزل شمارهٔ ۳۱۳ جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  14. غزل شمارهٔ ۳۱۴ قلندران تهی سر کلاه دارانند
  15. غزل شمارهٔ ۳۱۵ در بند غم عشق تو بسیار کسانند
  16. غزل شمارهٔ ۳۱۶ خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
  17. غزل شمارهٔ ۳۱۷ گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  18. غزل شمارهٔ ۳۱۸ مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند
  19. غزل شمارهٔ ۳۱۹ آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
  20. غزل شمارهٔ ۳۲۰ چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون می‌نهند
  21. غزل شمارهٔ ۳۲۱ ز دور ار ترا ناتوانی ببیند
  22. غزل شمارهٔ ۳۲۲ آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود
  23. غزل شمارهٔ ۳۲۳ دل از فراق شما دردمند خواهد بود
  24. غزل شمارهٔ ۳۲۴ همیشه تا تن من برقرار خواهد بود
  25. غزل شمارهٔ ۳۲۵ تا کی از هجر تو بی‌خواب و خورم باید بود؟
  26. غزل شمارهٔ ۳۲۶ دوشم از وصل کار چون زر بود
  27. غزل شمارهٔ ۳۲۷ نازنینا، حسن و خوبی با وفا بهتر بود
  28. غزل شمارهٔ ۳۲۸ آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟
  29. غزل شمارهٔ ۳۲۹ دیگی که پار پختم چون ناتمام بود
  30. غزل شمارهٔ ۳۳۰ تو را که گفت که من بی‌تو می‌توانم بود
  31. غزل شمارهٔ ۳۳۱ میان ما و تو دوری به اختیار نبود
  32. غزل شمارهٔ ۳۳۲ سر دردم بر طبیب آسان نبود
  33. غزل شمارهٔ ۳۳۳ این چنین نقشی اگر در چین بود
  34. غزل شمارهٔ ۳۳۴ روز هجران آن نگار این بود
  35. غزل شمارهٔ ۳۳۵ دوش بی‌روی تو باغ عیش را آبی نبود
  36. غزل شمارهٔ ۳۳۶ من از آنِ که شَوَم کو نه ازان تو بُوَد؟
  37. غزل شمارهٔ ۳۳۷ دل به خیالی دگر خانه جدا کرده بود
  38. غزل شمارهٔ ۳۳۸ هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود
  39. غزل شمارهٔ ۳۳۹ به سر زلف سیه دوش گره برزده بود
  40. غزل شمارهٔ ۳۴۰ خسروم با لب شیرین به شکار آمده بود
  41. غزل شمارهٔ ۳۴۱ روز وداع گریه نه در حد دیده بود
  42. غزل شمارهٔ ۳۴۲ عشق همان به که به زاری بود
  43. غزل شمارهٔ ۳۴۳ غیر ازو هر چه هست بازی بود
  44. غزل شمارهٔ ۳۴۴ روزی کنی به سنگ فراقم جدا ز خود
  45. غزل شمارهٔ ۳۴۵ ای کون و مکان از تو، اندر چه مکانی خود؟
  46. غزل شمارهٔ ۳۴۶ در هر ولایتی ز شرف نام ما رود
  47. غزل شمارهٔ ۳۴۷ آن فروغ دیده و آن راحت دل می‌رود
  48. غزل شمارهٔ ۳۴۸ گفتم: که: بی‌وصال تو ما را به سر شود
  49. غزل شمارهٔ ۳۴۹ ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟
  50. غزل شمارهٔ ۳۵۰ رخت دل بدزدد نهان شود
  51. غزل شمارهٔ ۳۵۱ هر که او بیدق این عرصه شود شاه شود
  52. غزل شمارهٔ ۳۵۲ در عشق اگر زبان تو با دل یکی شود
  53. غزل شمارهٔ ۳۵۳ بی‌تو دل و جان من زیر و زبر می‌شود
  54. غزل شمارهٔ ۳۵۴ فتنه بود آن چشم و ابرو نیز یارش میشود
  55. غزل شمارهٔ ۳۵۵ کو دیده‌ای که بی‌تو به خون تر نمی‌شود؟
  56. غزل شمارهٔ ۳۵۶ شبم ز شهر برون برد و راه خانه نمود
  57. غزل شمارهٔ ۳۵۷ بریدن حیفم آید بعد از آن عهد
  58. غزل شمارهٔ ۳۵۸ گفتی: ز عشق بازی کاری نمی‌گشاید
  59. غزل شمارهٔ ۳۵۹ تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید
  60. غزل شمارهٔ ۳۶۰ برین دل هر دم از هجر تو دیگرگونه خار آید

متن اشعار به نقل از گنجور.