پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱ سر زلف خود بگیری همه پیچ و خم برآید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲ گر آن کاری که من دانم بر آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳ مرا از بخت اگر کاری برآید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴ مرا گر ز وصل تو رنگی برآید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵ هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶ هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷ دل سرمست من آن نیست که با هوش آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸ مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
  9. غزل شمارهٔ ۳۶۹ سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید
  10. غزل شمارهٔ ۳۷۰ دیریست که یار ما نمی‌آید
  11. غزل شمارهٔ ۳۷۱ دلی که در سر زلف شما همی آید
  12. غزل شمارهٔ ۳۷۲ دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید
  13. غزل شمارهٔ ۳۷۳ باز پیوند، که دوری به نهایت برسید
  14. غزل شمارهٔ ۳۷۴ نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید
  15. غزل شمارهٔ ۳۷۵ من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید
  16. غزل شمارهٔ ۳۷۶ دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید
  17. غزل شمارهٔ ۳۷۷ ای مردم کور، این چه بهارست ببینید
  18. غزل شمارهٔ ۳۷۸ هر که از برگ و از نوا گوید
  19. غزل شمارهٔ ۳۷۹ به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔ‌چون خور
  20. غزل شمارهٔ ۳۸۰ وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر
  21. غزل شمارهٔ ۳۸۱ بگشای ز رخ نقاب دیدار
  22. غزل شمارهٔ ۳۸۲ ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
  23. غزل شمارهٔ ۳۸۳ مگذر ای ساربان، ز منزل یار
  24. غزل شمارهٔ ۳۸۴ هر دم برم به گریه پناه از فراق یار
  25. غزل شمارهٔ ۳۸۵ تن به تو دادم، دل و جانش مبر
  26. غزل شمارهٔ ۳۸۶ از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر
  27. غزل شمارهٔ ۳۸۷ زلف مشکینت چو دامست، ای پسر
  28. غزل شمارهٔ ۳۸۸ یک شبم دادی به عمری پیش خود بار، ای پسر
  29. غزل شمارهٔ ۳۸۹ هیچ نقاشی نیامیزد چنین رنگ، ای پسر
  30. غزل شمارهٔ ۳۹۰ من که خَمّارم، به مسجدها مده راهم دگر
  31. غزل شمارهٔ ۳۹۱ دلبر من بر گذشت همچو بهاری دگر
  32. غزل شمارهٔ ۳۹۲ نیک میخواهی که: از خود دورم اندازی دگر
  33. غزل شمارهٔ ۳۹۳ جانا، ضمیرت حال ما نیکو نمیداند مگر؟
  34. غزل شمارهٔ ۳۹۴ کاکل کافرانه بین، زیور گوش او نگر
  35. غزل شمارهٔ ۳۹۵ ای دل، بیا و در رخ آن حور می‌نگر
  36. غزل شمارهٔ ۳۹۶ دل من فتنه شد بر یار دیگر
  37. غزل شمارهٔ ۳۹۷ تو از دست که می‌خوردی؟ که خشم آلوده‌ای دیگر
  38. غزل شمارهٔ ۳۹۸ ای ساربان، که رنج کشیدی ز راه دور
  39. غزل شمارهٔ ۳۹۹ همه عالم پرست ازین منظور
  40. غزل شمارهٔ ۴۰۰ باد بهار می‌دمد و من ز یار دور
  41. غزل شمارهٔ ۴۰۱ شهر بگرفت آن کمان ابرو به بالای چو تیر
  42. غزل شمارهٔ ۴۰۲ گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر
  43. غزل شمارهٔ ۴۰۳ صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
  44. غزل شمارهٔ ۴۰۴ پاکبازان را چه خارا و چه خز؟
  45. غزل شمارهٔ ۴۰۵ صاحب روی خوب و زلف دراز
  46. غزل شمارهٔ ۴۰۶ من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز
  47. غزل شمارهٔ ۴۰۷ منم غریب دیار تو، ای غریب‌نواز
  48. غزل شمارهٔ ۴۰۸ آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز
  49. غزل شمارهٔ ۴۰۹ یار ار نمی‌کند به حدیث تو گوش باز
  50. غزل شمارهٔ ۴۱۰ ما در به روی خلق فرو بسته‌ایم باز
  51. غزل شمارهٔ ۴۱۱ اگر نوبهاری ببینیم باز
  52. غزل شمارهٔ ۴۱۲ عنایتیست خدا را به حال ما امروز
  53. غزل شمارهٔ ۴۱۳ گر تو گل چهره در آیی به چمن مست امروز
  54. غزل شمارهٔ ۴۱۴ هر چه گویم من، ای دبیر، امروز
  55. غزل شمارهٔ ۴۱۵ کام دلم نشد ز دهانت روا هنوز
  56. غزل شمارهٔ ۴۱۶ گلت بنده گردید و شمشاد نیز
  57. غزل شمارهٔ ۴۱۷ در وفا داری نکردی آنچه می‌گفتی تو نیز
  58. غزل شمارهٔ ۴۱۸ در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
  59. غزل شمارهٔ ۴۱۹ بیا، که صفهٔ ما بوریای میکده بس
  60. غزل شمارهٔ ۴۲۰ به رخ شمع شبستانم تویی بس

متن اشعار به نقل از گنجور.