پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸

ای ساربان، که رنج کشیدی ز راه دور

آمد شتر به منزل لیلی، مکن عبور

اینست خارها که ازو چیده‌ایم گل

وین جای خیمها که درو دیده‌ایم حور

این لحظه آتشست به جایی که بود آب

و امروز ماتمست به جایی که بود سور

آن شب چه شد؟ که بی‌رخ لیلی نبود حی

و آن روز کو؟ که موقف دیدار بود طور

خون جگر بریخت دل من به یاد دوست

ای چشم اشکبار، چرایی چنین صبور؟

زین پیش بود نفرتم از دور از زمان

دردم چنان گداخت که هستم ز خود نفور

جز دستبوس دوست نباشد مراد من

روزی که سر ز خاک بر آرم به نفخ صور

ای اوحدی، چو روی کنی در نماز تو

بی روی او مکن، که نمازیست بی‌حضور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۰باد بهار می‌دمد و من ز یار دور
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۱شهر بگرفت آن کمان ابرو به بالای چو تیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۲گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۳صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۴پاکبازان را چه خارا و چه خز؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۵صاحب روی خوب و زلف دراز
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۶من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۷منم غریب دیار تو، ای غریب‌نواز
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.