پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۰

باد بهار می‌دمد و من ز یار دور

با غم نشسته دایم و از غمگسار دور

آنرا که در کنار به خون پروریده‌ایم

خون در کنار دارم و او از کنار دور

کارم ز دست رفت، چه معنی که دوستان

یادم نمی‌کنند بر آن نگار دور

دیدی تو کارمن چو نگار، این زمان ببین

رویم به خون نگار وز دستم نگار دور

ای باد صبح، اگر بر منظور ما رسی

آن بی‌نظیر گو: نظر از ما مدار دور

صد بار جور کردی و تندی نمود، لیک

چندین نگشته‌ای به جفا هیچ بار دور

ای اوحدی، برو تو، که عهد وفای دوست

بازم نمی‌هلد که :شوم زین دیار دور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۲گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۳صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴پاکبازان را چه خارا و چه خز؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۵صاحب روی خوب و زلف دراز
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۶من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷منم غریب دیار تو، ای غریب‌نواز
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۸آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۹یار ار نمی‌کند به حدیث تو گوش باز
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.