پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۴

کاکل کافرانه بین، زیور گوش او نگر

و آن مغلی مغول‌ها بر سر و دوش او نگر

رنگ قمر کجا بری؟ روی چو ماه او ببین

تنگ شکر چه می‌کنی؟ لعل خموش او نگر

شیوه‌کنان چو بگذرد بر سر اسب گوی‌زن

تندی مرکبش ببین، گرمی و جوش او نگر

در عجبی ز حیرتم، در رخ چون نگار او؟

حیرت من چه می‌کنی؟ بردن هوش او نگر

گر به رخش نگه کنم، بهر نگاه کردنی

زهر مریز بر دلم، چشمهٔ نوش او نگر

مست شبانه بامداد، آمد و کرد قتل ما

فتنهٔ روز ما ببین، مستی دوش او نگر

ای که به وقت تاختن غارت او ندیده‌ای

حجرهٔ اوحدی ببین، خانه فروش او نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶دل من فتنه شد بر یار دیگر
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷تو از دست که می‌خوردی؟ که خشم آلوده‌ای دیگر
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۸ای ساربان، که رنج کشیدی ز راه دور
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹همه عالم پرست ازین منظور
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۰باد بهار می‌دمد و من ز یار دور
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۱شهر بگرفت آن کمان ابرو به بالای چو تیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۲گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۳صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.