پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷

ای مردم کور، این چه بهارست ببینید

گلبن نه و گلهاش ببارست ببینید

فردا همه یک رنگ شود طالب و مطلوب

امروز یکی را که هزارست ببینید

آن ماه که دل می‌برد از ما رخ و زلفش

بر منظرهٔ لیل و نهارست ببینید

ماییم به بار آمده در گلشن هستی

یا اوست که بر صفهٔ بارست؟ ببینید

بر گرد زمین این چه سپاهست؟ بجویید

در گرد زمان آن چه سوارست؟ ببینید

ما میوهٔ شیرین درخت دو جهانیم

باز این چه درخت و چه بهارست؟ ببینید

بس نسخه گرفتند ز هر شیوه و هر شکل

این نسخه که از صورت یارست ببینید

درجیست برو غیب نگارنده طلسمات

این خود چه طلسم و چه نگارست؟ ببینید

این طرز که از کارگه کون به در آمد

هم اول و هم آخر کارست ببینید

بر دامن هستی شما هست غباری

هستی چه بود؟ وین چه غبارست؟ ببینید

بعد از شب تار آمدن روز توان دید

این روز که اندر شب تارست ببینید

گر چشم خدایی بگشایید هم این‌جا

هم محشر و هم روز شمارست، ببینید

شرح سخن اوحدی آسان نتوان گفت

شعرش بهلید، این چه شعارست؟ ببینید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۹به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔ‌چون خور
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۰وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱بگشای ز رخ نقاب دیدار
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳مگذر ای ساربان، ز منزل یار
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۴هر دم برم به گریه پناه از فراق یار
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۵تن به تو دادم، دل و جانش مبر
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.