پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹

به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔ‌چون خور

ببردی از بر من دل، بخوردی از دل من بر

ز رشک طلعت خوبت بریزد اختر گردون

ز اشک چشمهٔ چشمم بمیرد آتش اختر

به صید عاشق بیدل گشاده زلف تو چنگل

به صید بیدل مسکین کشیده چشم تو خنجر

شکنج سنبل پست تو گنج صورت و معنی

فریب نرگس مست تو زیب جامه و زیور

ز جام حقهٔ لعلت گشوده چشمهٔ حیوان

ز دام حلقهٔ زلفت دمیده نکهت عنبر

نهاده نرگس شنگت تراز کسوت شوخی

گشاده پستهٔ تنگت کساد کیسهٔ شکر

ز رنگ پنجهٔ نازک نموده دست تو گل رخ

بر آب چهرهٔ رنگین نهاده حسن تو دلبر:

بیاض ساعد سیمین به خون این دل خسته

سواد طرهٔ مشکین به قتل این تن لاغر

به عیب من مکن آهنگ و جیب و دامن من بین:

چو روی اوحدی از غم به خون دیده و دل تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۱بگشای ز رخ نقاب دیدار
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۲ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۳مگذر ای ساربان، ز منزل یار
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۴هر دم برم به گریه پناه از فراق یار
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۵تن به تو دادم، دل و جانش مبر
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۶از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷زلف مشکینت چو دامست، ای پسر
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۸یک شبم دادی به عمری پیش خود بار، ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.