پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵

من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید

گم شد اثر من،اثرم هیچ مپرسید

گفتند که: چونی؟ نتوانم که بگویم

این بود که گفتم، دگرم هیچ مپرسید

فردا سر خود می‌کنم اندر سر و کارش

امروز که با درد سرم هیچ مپرسید

وقتی که نبینم رخش احوال توان گفت

این دم که درو می‌نگرم هیچ مپرسید

بی‌عارضش این قصهٔ روزست که دیدید

از گریهٔ شام و سحرم هیچ مپرسید

خون جگرم بر رخ و پرسیدن احوال؟

دیدید که خونین جگرم، هیچ مپرسید

از دوست به جز یک نظرم چون غرضی نیست

زان دوست به جز یک نظرم هیچ مپرسید

از دست شما جامه دو صد بار دریدم

خواهید که بازش بدرم هیچ مپرسید

با اوحدی این دیدهٔ‌تر بیش ندیدیم

بالله ! که ازین بیشترم هیچ مپرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷ای مردم کور، این چه بهارست ببینید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸هر که از برگ و از نوا گوید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۹به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔ‌چون خور
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱بگشای ز رخ نقاب دیدار
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳مگذر ای ساربان، ز منزل یار
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۴هر دم برم به گریه پناه از فراق یار
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.