پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴

نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید

گل به باغ آمد و دردش به دوایی برسید

عمر بلبل چو وفا کرد به دوری بنمرد

تا ز پیوستن گل بوی وفایی برسید

گل چه پیراهن زر دوخته بر داد بباد؟

کز میان غنچهٔ مسکین به قبایی برسید

هر که بر بوی گل و نالهٔ بلبل سحری

در چمن رفت، به برگی و نوایی برسید

طالب گل ز چمن پای مکن، گو: کوتاه

که به دستش ز سر خار جفایی برسید

پی همراهی این قافله بودم عمری

تا به گوش دلم آواز درایی برسید

قصهٔ مور پریشان به سلیمان گفتند

اثر نعمت سلطان به گدایی برسید

آفتابی ز سر منظره بنمود جمال

ذره‌ای در هوس او به هوایی برسید

اوحدی دست به وصلش نرسانید آسان

درد سر برد و به خاک کف پایی برسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷ای مردم کور، این چه بهارست ببینید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸هر که از برگ و از نوا گوید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۹به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔ‌چون خور
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱بگشای ز رخ نقاب دیدار
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳مگذر ای ساربان، ز منزل یار
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.