پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱ ای صبا، یار مرا از من بی‌یار بپرس
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲ ای صبا، از من آشفته فلان را می‌پرس
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳ عشرت بهار کن، که شود روزگار خوش
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴ دمشق فتنه شد بغداد و توفان بلا آبش
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵ نسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶ سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷ جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸ چنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش
  9. غزل شمارهٔ ۴۲۹ درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش
  10. غزل شمارهٔ ۴۳۰ چو نام او همی گویی به نام خود قلم در کش
  11. غزل شمارهٔ ۴۳۱ دلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکش
  12. غزل شمارهٔ ۴۳۲ که میبرد خبر عاشقان شیفته حالش؟
  13. غزل شمارهٔ ۴۳۳ دیده گر لایق آن نیست که منزل کنمش
  14. غزل شمارهٔ ۴۳۴ گر دستها چو زلف در آرم به گردنش
  15. غزل شمارهٔ ۴۳۵ نیست عیب ار دوست می‌دارم منش
  16. غزل شمارهٔ ۴۳۶ امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش
  17. غزل شمارهٔ ۴۳۷ بباد صبا گفتم از شوق دوش
  18. غزل شمارهٔ ۴۳۸ پستهٔ آن ماه مروارید گوش
  19. غزل شمارهٔ ۴۳۹ دو هفتهٔ دگر از بوی باد مشک فروش
  20. غزل شمارهٔ ۴۴۰ ای رخت خرم و دهانت خوش
  21. غزل شمارهٔ ۴۴۱ دشمن بی‌حاصلم را شرم باد از کار خویش
  22. غزل شمارهٔ ۴۴۲ با یار بی‌وفا نتوان گفت حال خویش
  23. غزل شمارهٔ ۴۴۳ باشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟
  24. غزل شمارهٔ ۴۴۴ گر بنگری در آینه روزی صفای خویش
  25. غزل شمارهٔ ۴۴۵ مردی به هوش بودم و خاطر بجای خویش
  26. غزل شمارهٔ ۴۴۶ گفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق
  27. غزل شمارهٔ ۴۴۷ دلم خرقه‌ای دارد از پیر عشق
  28. غزل شمارهٔ ۴۴۸ ز حسن تو پیدا شد آیین عشق
  29. غزل شمارهٔ ۴۴۹ ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک
  30. غزل شمارهٔ ۴۵۰ زاهدان را گذاشتیم به جنگ
  31. غزل شمارهٔ ۴۵۱ ما به ابد می‌بریم عشق ترا از ازل
  32. غزل شمارهٔ ۴۵۲ که رساند به من شیفتهٔ مسکین حال؟
  33. غزل شمارهٔ ۴۵۳ گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال
  34. غزل شمارهٔ ۴۵۴ من نخواهم برد جان از دست دل
  35. غزل شمارهٔ ۴۵۵ نگفتم: کین چنین زودت به جان اندر بکارم دل؟
  36. غزل شمارهٔ ۴۵۶ دیوانه می‌شد از غم او گاه گاه دل
  37. غزل شمارهٔ ۴۵۷ ای به خار هجر ما را سفته دل
  38. غزل شمارهٔ ۴۵۸ نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل
  39. غزل شمارهٔ ۴۵۹ سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
  40. غزل شمارهٔ ۴۶۰ نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل
  41. غزل شمارهٔ ۴۶۱ زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل
  42. غزل شمارهٔ ۴۶۲ خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
  43. غزل شمارهٔ ۴۶۳ بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
  44. غزل شمارهٔ ۴۶۴ ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
  45. غزل شمارهٔ ۴۶۵ مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
  46. غزل شمارهٔ ۴۶۶ گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  47. غزل شمارهٔ ۴۶۷ توبه کردم ز توبه کردن خام
  48. غزل شمارهٔ ۴۶۸ قاصرات الطرف فی حجب الخیام
  49. غزل شمارهٔ ۴۶۹ من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
  50. غزل شمارهٔ ۴۷۰ من درین شهر پای بند توام
  51. غزل شمارهٔ ۴۷۱ ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
  52. غزل شمارهٔ ۴۷۲ من چو همین حرف الف دیده‌ام
  53. غزل شمارهٔ ۴۷۳ فاش گشت آن ماجری، کز مرد و زن پوشیده‌ام
  54. غزل شمارهٔ ۴۷۴ به مسجد ره نمی‌دانم، گرفتار خراباتم
  55. غزل شمارهٔ ۴۷۵ تا دل اندر پیچ آن زلف به تاب انداختم
  56. غزل شمارهٔ ۴۷۶ اگر به مجلس قاضی نموده‌اند که: مستم
  57. غزل شمارهٔ ۴۷۷ ای زاهد مستور، ز من دور، که مستم
  58. غزل شمارهٔ ۴۷۸ صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم
  59. غزل شمارهٔ ۴۷۹ گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم
  60. غزل شمارهٔ ۴۸۰ من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم

متن اشعار به نقل از گنجور.