پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰

من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم

که رویت میکند هشیار و بویت میکند مستم

صدم دشمن به شمشیر ملامت خون همی ریزد

کدامین را توانم زد؟ که نه تیرست و نه شستم

سر خود را فدا کردم گل یک وصل ناچیده

نمیدانم چه خارست این که من در پای خود جستم؟

غم و اندوه در عشقش فراوانم به دست آید

همین صبرست و تن داری، که کمتر می‌دهد دستم

خبر دارم: نیاید گفت از آیین وفاداری

اگر با یاد روی او خبر دارم که من هستم

به عهد دست سیمینش تو خاموشی مجوی از من

کزین دستم که می‌بینی به صد فریاد از آن دستم

بسان اوحدی روزی در آویزم به زلف او

گرش بوسیدم آسودم، ورم کشتند خود رستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۲چو بر سفینهٔ دل نقش صورت تو نبشتم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۳پیشتر از عاشقی عافیتی داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۴تو دامن از کف من دوش در کشیدی و گفتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۵شب دوشینه در سودای او خفتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۶نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۷چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۸خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۹مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.