پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۷

چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم

چو رفتی در پی دشمن، مرا بگذار، من رفتم

پس از صد بار جانم را که سوزانیده‌ای از غم

چو با من در نمیسازی، مساز، اینبار من رفتم

کشیدم جور و میگفتم: ز وصلت برخورم روزی

چو از وصل تو دشمن بود برخوردار، من رفتم

ز پیش دوستان رفتن نباشد اختیار دل

بنالم، تا بداند خصم: کز ناچار من رفتم

چو دل پیش تو میماند گواهی چند برگیرم:

کزین پس با دل گمره ندارم کار، من رفتم

ترا چندین که با من بود یاری، بندگی کردم

چو دانستم که غیر از من گرفتی یار، من رفتم

بخواهم رفتن از جور تو من امسال و می‌دانم

که از شوخی چنان دانی که از پیرار من رفتم

مرا گفتی که: غمخوار تو خواهم شد بدلداری

نگارا، بعد ازینم گر تویی غمخوار، من رفتم

ندارد اوحدی با من سر رفتن ز کوی تو

تو او را یادگار من نگه می‌دار، من رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۹مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتم
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۰ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۱دگر رخت ازین خانه بر در نهادم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۲معراج ما به روح و روان بود صبح دم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۳اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۴غافل چرایی؟ جانا، ز دردم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۵هر چند به کوی او دیرست که پی بردم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۶من بادهٔ عشق نوش کردم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.