پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶

نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم

دامن ز هوی و هوسش دور گرفتم

زین حجرهٔ ویرانه چو شد سیر دل ما

راه در آن خانهٔ معمور گرفتم

گر راه درازست، چه اندیشه؟ که پنهان

ره توشه ازان منظر منظور گرفتم

در صورت حورا صفتی نیست ز حسنش

من دیده ز دیدار چنان حور گرفتم

تا مرده دلان را ز کف غم برهانم

چون روح نفس در نفس صور گرفتم

در حضرت سلطان معانی به حقیقت

بردیم مثال خود و منشور گرفتم

ای اوحدی، آن نور که پروانهٔ اویی

چون رفت؟ که این تابش از آن نور گرفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۸خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۰ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۱دگر رخت ازین خانه بر در نهادم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲معراج ما به روح و روان بود صبح دم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۴غافل چرایی؟ جانا، ز دردم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۵هر چند به کوی او دیرست که پی بردم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.