پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹

گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم

ور کار ببند آمد، من جستم و من جستم

من حاکم این شهرم، هم نوشم و هم زهرم

گر خصم بود پنجه، من شستم و من شستم

ای هر سخنت کامی، در ده ز لبت جامی

کان توبه که دیدی تو، بشکستم و بشکستم

هر چند به حالم من، از دست که نالم من؟

زیرا که دل خود را، من خستم و من خستم

ای مطرب درویشان، کم کن سخن خویشان

گو نیست شوند ایشان، من هستم و من هستم

هر کس به گمان خود، گوید سخنان خود

من یافتم آن خود، وارستم و وارستم

ای اوحدی، ار باری، دادی خبر یاری

در یار که می‌گفتم، پیوستم و پیوستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲چو بر سفینهٔ دل نقش صورت تو نبشتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳پیشتر از عاشقی عافیتی داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴تو دامن از کف من دوش در کشیدی و گفتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵شب دوشینه در سودای او خفتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.