پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳

بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست

دیدیم و بی‌غروب نبودند و بی‌افول

یا یک زمان به جانب ما نیز میل کن

یا خود جواب ما بده ار گشته‌ای ملول

ترسم رسول دین تو گیرد، بدین سبب

تقصیر میکنم ز فرستادن رسول

تا شد به عشق روی تو مشهور نام من

اندر زمانه فارغم از شهرت و خمول

گر عدل بینم از تو و گرنه نمی‌توان

از بندگی تجاوز و از چاکری عدول

در جانم آتشیست ز هجر تو ورنه چیست؟

این آه سرد و سوز دل و ناله و غول

در وصف قد و زلف تو هر چند سالهاست

کاهل حدیث عرض سخن میدهند و طول

از آسمان عشق تو قرآن فارسی

امروز می‌کند به دل اوحدی نزول

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۷توبه کردم ز توبه کردن خام
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸قاصرات الطرف فی حجب الخیام
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۰من درین شهر پای بند توام
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۱ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۲من چو همین حرف الف دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.