پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

توبه کردم ز توبه کردن خام

ببر این جامه و بیار آن جام

چون بپوشیم راز؟ کاوردیم

طبل در کوچه و علم بر بام

پیر ما را چگونه توبه دهد؟

که جوانی نکرده‌ایم تمام

زاهد خام اگر زند طعنی

بگذاریم تا بجوشد خام

نیست از یک دگر پدید هنوز

صالح و فاسق و حلال و حرام

تا نجوشیم در نیاید عشق

تا نکوشیم بر نیاید کام

گر ترا نیست آتشی در دل

از دل اوحدی بخواه به وام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۰من درین شهر پای بند توام
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۲من چو همین حرف الف دیده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۳فاش گشت آن ماجری، کز مرد و زن پوشیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴به مسجد ره نمی‌دانم، گرفتار خراباتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵تا دل اندر پیچ آن زلف به تاب انداختم
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶اگر به مجلس قاضی نموده‌اند که: مستم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.