پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۲

خیز، که در میرسد موکب سلطان گل

چارهٔ بزمی بساز، تا بنهی خوان گل

گل دو سه روزی مقام بیش نگیرد به باغ

این دو سه روزی که هست جان تو و جان گل

طفل ریاحین مکید شیر ز پستان ابر

بلبل شوریده دل شد به شبستان گل

زود ببینی چو من فاخته را در چمن

ساخته آوازها بر لب خندان گل

در بن بیدار فگند مسند جمشید می

بر سر باد آورند تخت سلیمان گل

ساغر و پیمانه‌ای چند پر از می بیار

زود، که ما داده‌ایم دست به پیمان گل

خار چمن را بگو: کز سر شاخ درخت

تیغ میفگن، که شد قلعه به فرمان گل

غنچه گریبان خود تا بن دندان درید

نالهٔ بلبل مگر نیست به دندان گل؟

دست صبا غنچه را بار دهد بر شجر

تا بنماید به خلق قصهٔ پنهان گل

از سخن اوحدی پرورقی زن، که آن

هر ورقی آیتیست آمده در شان گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۴ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۷توبه کردم ز توبه کردن خام
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۸قاصرات الطرف فی حجب الخیام
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۰من درین شهر پای بند توام
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۱ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.